تبلیغات
ღღღMe,You,Englishღღღ - Blind girl and his boy friend

ღღღMe,You,Englishღღღ

Think over : ღWhat a fantastic life with Englishღ

Hi dears.This is a extraordinary story!I love it very much.Read it with feeling.



There was a blind girl who was filled with animosity and despised the world. She didn't have many friends, just a boyfriend who loved her deeply, like no one else. She always used to say that she'd marry him if she could see him. Suddenly, one day someone donated her a pair of eyes.

یک دختر نابینایی بود،که با دنیا نفرت و دشمنی داشت.
دوستای زیادی نداشت بجز یک دوست پسر که هیچکس مثل او عمیقا دوستش نداشت.همیشه میگفت اگه بتونه دوست پسرشو ببینه باهاش ازدواج میکنه.ناگهان یک روز یک نفر،یک جفت چشم به او اهدا کرد.

And that's when she finally saw her boyfriend. She was astonished to see that her boyfriend was blind. He told her, "You can see me now, can we get married?" She replied, "And do what? We'd never be happy. I have my eye sight now, but you're  blind. It won't work out, I'm sorry."

ونهایتا وقتی که او دوست پسرش را دید واز این که دوست پسرش کور بود،مبهوت بود.
دوست پسرش گفت:دیگر حالا میتوانی مرا ببینی،میتوانیم با هم ازدواج کنیم.
دخترجواب داد:چی کار کنیم؟ما هرگز نمیتوانیم خوشحال شویم.من بیناییم را به دست آوردم ولی تو کور هستی،متاسفم من نمیتوانم این کار را انجام دهم.(دختر نمیدانست که دوست پسرش چشم را به او اهدا کرده بود)

With a tear in his eye and a smile on his face, he meekly said, "Ok my dear,I understand. I just want you to always be happy. Take care of yourself, and my eyes."

با قطره ای اشک در چشم وخنده ای روی لب پسر،با ملایمت گفت:باشه عزیزم،متوجه شدم.همیشه میخواستم که خوشحال باشی،مواظب خودت و چشم هایم باش...



[ دوشنبه 22 مهر 1392 ] [ 09:11 ب.ظ ] [ وحید نوری ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه